تقدير نهضت آزادی ايران از کارآفرينان مجموعه تلويزيونی "روزگار قريب"

دکتر ابراهيم يزدی دبيرکل و جمعی از اعضای شورای مرکزی و شاخه جوانان نهضت آزادی ايران صبح روز دوشنبه ۱۸/۹/۱۳۸۷ در ديدار با کارگردان وبرخی عوامل تهيه مجموعه "روزگار قريب" ازآنان تقدير نمودند. در اين ديدار دکتر يزدی مهمترين عامل موفقيت مجموعه روزگار قريب را بهره گيری از تمايل جامعه به تقدير از افرادی دانست که در ناخودآگاه جمعی جامعه به عنوان خادمان اين ملک و ملت شناخته می شوند.

يزدی در توجيه اين مطلب با اشاره به اينکه بيش از نيم قرن هتاکی و توهين رژيم پهلوی و جمهوری اسلامی نتوانسته است لکه ای بر تصوير رفيع دکترمصدق در ناخودآگاه جامعه ايران بگذارد، افزود ملت ايران نسبت به شخصيتهايی مانند بازرگان و قريب نيز چنين احساسی دارند و از هرگونه تجليل و يادآوری خاطره اين بزرگمردان استقبال می نمايند.

دکتر يزدی همچنين يکی ديگر از نقاط قوت مجموعه "‌روزگار قريب" را ارائه گزارش غير مغرضانه و منصفانه از بخشی از تاريخ معاصر ايران دانست و گفت در زمانه ای که نسل جوان ما در معرض بحران از خود بيگانگی است تاکيد بر افتخارات اين مرز و بوم می تواند پاد زهری در مقابل اين بحران باشد.

در پايان مجموعه ی از کتب مهندس بازرگان و نهضت آزاد ايران به کارگردان و بازيگران اين سريال اهدا شد و همچنين تقدير نامه ای نيز که به امضای دبيرکل نهضت آزادی ايران رسيده بود به کارگردان اين مجموعه تقديم شد
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 19:2 |
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 4:2 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 20:55 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 20:33 |






در مراسم تقدير وزارت بهداشت و درمان از دست‌اندركاران سريال «روزگار قريب» عنوان شد
ديده شدن، بهترين قدرداني است‌

كمتر از يك هفته پس از پايان پخش سريال تلويزيوني روزگار قريب، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با همكاري جمعيت هلال‌احمر در مراسمي ساده و بي‌تكلف از دست‌اندركاران اين سريال تلويزيوني تقدير به عمل آورد.


به نقل از جام جم ، مراسم بعد از ظهر يكشنبه 12 آبان در ساختمان مدرن جمعيت هلال احمر در نزديكي بزرگراه نيايش برگزار شد؛ جايي كه عياري و همكارانش، از بيابان‌هاي ورامين تا شهرك سينمايي غزالي و ميمه اصفهان فاصله‌اي 7 ساله را طي كرده بودند.

جلسه قرار بود ساعت 19 برگزار شود، اما به دليل طولاني شدن جلسه هيات دولت، وزير بهداشت با يك ساعت و نيم تاخير در اين مراسم حاضر شد و به همين دليل مهمانان اين مدت زمان را به مصاحبه با شبكه‌هاي تلويزيوني اختصاص دادند و در هر مصاحبه مجبور شدند بعد از گذشت 6 سال بار ديگر نقش خود را در اين سريال توضيح دهند و خودشان را معرفي كنند.

از خلال همين صحبت‌ها مي‌شد فهميد كه در طول 7 سال توليد سريال روزگار قريب، حدود 9 نفر از عوامل به دلايل مختلف فوت كرده‌اند و ازدواج‌ها و تولدهاي فراواني هم در اين مدت رخ داده است. البته پرهام كر‌مي، بازيگر كودكي دكتر قريب هم  كه حالا استخوان تركانده و رشد زيادي كرده  تعجب همه عوامل را برانگيخته بود.

جلسه با صحبت‌هاي سيدمسعود خاتمي، رئيس جمعيت هلال‌ا‌حمر آغاز شد كه به قول خودش از ديدگاه يك مخاطب كار را به شكل كامل پيگيري كرده و لذت برده بود. او از هنرمندان خواست باز هم چهره پزشكان را به تصوير بكشند و اين بار سراغ مقطعي مانند جنگ و حضور پزشكان در اين عرصه بروند.

در ادامه جلسه، باقري لنكراني، وزير بهداشت صحبت كرد و پس از خواندن شعر «حضور خلوت انس است و دوستان جمع‌اند» از همولايتي خود حافظ ، به تفاوت‌هاي ميان حكيم و پزشك و دكتر در دنيا اشاره كرد و با اعلام اين مساله كه جامعه علمي هميشه به الگوسازي درباره شخصيت‌هايي مانند دكتر قريب نياز داشته، از گروه سازنده سريال به دليل به تصوير كشيدن يكي از بهترين الگوهاي طب اسلا‌مي تقدير كرد.

لنكراني گفت: روزگار قريب  جزو كارهاي بسيار فاخر و ماندگار صدا و سيما بود.

پس از آن، نوبت كيانوش عياري بود تا با طنز خاص خود، عوامل را معرفي كند و از آنها بخواهد چند كلمه اي صحبت كنند.

عياري در ابتدا هدف خود را از ساخت اين سريال، تزريق روحيه اعتماد به نفس به جوانان عنوان كرد و با بيان اين‌كه از برگزاري اين مراسم، ابتدا غافلگير و بعد خوشحال شده، گفت: ديده شدن براي ما بهترين قدرداني است.

مهدي هاشمي، بازيگر سريال نيز گفت 20 سال پس از سريال سلطان و شبان براي اولين بار با سريال روزگار قريب به نام ديگري شناخته شد.

ناصر ‌هاشمي هم گفت كه هم ايفاي نقش و هم ديدن سريال براي او لذت بخش بوده است.

شهاب كسرايي حضور در اين سريال را خوشايندترين اتفاق زندگي خود دانست و آفرين عبيسي هم به اين مساله اشاره كرد كه پس از تماشاي قسمت آخر سريال براي كار دلش تنگ شده است.

بهاره افشار هم با توجه به تجربه‌هاي خوب اين فيلم، آرزو كرد همه بازيگرهاي ايراني روزي تجربه كار با عياري را پيدا كنند تا چيزهاي تازه‌اي را در همكاري با اين كارگردان تجربه كنند. فرحناز منافي ظاهر هم از وزير خواست تا با نمايش بخش‌هايي از اين سريال براي بعضي از‌ پزشكان، آنها را متوجه مسووليت خودشان كند و به آنها ياد بدهند كه نبايد خيلي دنبال پول باشند.

مجيد آقاكريمي، مديرتوليد هم به اين نكته اشاره كرد كه در طول 7 سال ساخت اين سريال در موارد متعددي به عياري توصيه كرده بود تا ساخت اين سريال را رها كند اما حالا خوشحال است كه عياري به حرف او گوش نداده است.

در پايان مراسم، به عوامل سريال هدايايي داده شد و هنرمندان شام را هم با وزير خوردند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 20:24 |
    پرهام كرمي  اين كار تنها كاري بود كه در آن تست از من نگرفتند

بررسي مجموعه تلويزيوني «روزگار قريب» كه با حضور كيانوش عياري(كارگردان)، آفرين عبيسي (ميانسالي زري مامان)، مهران رجبي(پدر دكتر قريب)، ناصر هاشمي(ميانسالي دكتر قريب)، شهاب كسرايي(جواني دكتر قريب)، شبنم عرفي‌ن‍ژاد (كارگردان فيلم‌هاي پيش درآمد) و پرهام كرمي (كودكي دكتر قريب) در خبرگزاري فارس برگزار شد،مهران رجبي گفت: من زمانيكه قرار شد نقش «ميرزا علي اصغر» پدر دكتر قريب را بازي كنم، مدت زمان كار سه ماه مشخص شد ولي بعدا به 5 سال رسيد.
وي كه در لابه لاي سخنان خود به بيان خاطراتي از دوران ساخت روزگار قريب و فيلم بيدار شعر آرزو نيز پرداخت، گفت: من قرار بود كه فقط دوره جواني پدر دكتر را بازي كنم اما يك روز آقاي عياري گفتند كه ما چهره‌اي مانند شما در كهنسالي ايشان چگونه پيدا كنيم؟ تست گريم رويم انجام شد و در ادامه موافقت كردند كه من نقش كهنسالي ايشان را هم بازي كنم.
رجبي كه در حال حاضر مجموعه «سه در چهار» نيز با بازي او در حال پخش است، با بيان اينكه من برايم فرقي نمي‌كند كه از قبل فيلمنامه‌ را به طور كامل بخوانم يا نه، اظهار داشت: اساسا كاري كه عياري مي‌سازد، خيلي احتياجي به اين ندارد كه حتما فيلمنامه‌اي در كار باشد، چون او اهل تغيير است و در زمان ساخت فيلمنامه را خيلي تغيير مي‌دهد و ممكن است اصلا داستان كاملا عوض شود و ما تا تكرار قسمت آخر هم پخش نشود، باور نمي‌كنيم كه كارمان در اين سريال به پايان رسيده است.
مهران رجبي با بيان اينكه اين روزها پيشنهادهايم زياد شده و دوست ندارم بيش از حد در تلويزيون ديده بشوم، درباره بخش‌هاي حذف شده سريال گفت: بخش‌هايي از حذفيات سريال كاملا به حق بود. مثلا حذف بخش كشتار ارامنه توسط عثماني‌ها به جا بود و مسائل ملي را در نظر داشت و در بخش‌هاي ديگر هم همين گونه كه فكر مي‌كنم پرداختن به آنها لازم نباشد.


در ادامه اين نشست «پرهام كرمي» بازيگر دوران كودكي دكتر قريب نيز گفت: من از طريق پويا برادر بزرگترم وارد سينما شدم و آقاي عياري من را براي اولين بار در فيلم «صورتي» ديده بود.از آنجا هم با من تماس گرفتند.
وي گفت: البته برادرم را كه سال‌ها پيش در فيلم شاخ گاو بازي كرده بود، بعد از گذشت چند سال اتفاقي ديده و شناخته بودند. به دفتر آقاي عياري رفتيم و صحبت كرديم و قرار شد در اين سريال بازي كنم. اين كار تنها كاري بود كه در آن تست از من نگرفتند. الان هم مشغول كار در سريال «معلم كوچولو» كار آقاي قناعت هستم.





+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 20:20 |
  پرهام کرمی بچه«دل به نزدیکی» بود


***رفاقت همیشه باید دوطرفه باشد . سینما و تلویزیون هم رفیق خوبی بوده اند؟
بله! اصولا انسان های شریفی در این صنف هستند و همه درک متقابلی نسبت به هم دارند و حدود و احترام همدیگر را رعایت می کنند.
***از نظر مالی چطور؟
از نظر مالی شدت و ضعف دارد. ما سعی می کنیم شرایط کار را درک کنیم.به هر حال ما از این طریق زندگی را می گذرانیم .درآمد  من از سینما 10 برابر درآمدم از آموزش و پرورش است و طبیعتا آن در آمد اصلا به حساب نمی آید. به هر حال ما هم هزینه های خودمان را داریم و بحث آینده فرزندان و مسائل دیگر و موقع قرارداد چانه می زنیم که بیشتر بگیریم.
***از تخصصی که در زمینه هنر بصری دارید تا به حال در سینما استفاده کرده اید؟
فقط بعضی مواقع به طراح صحنه ها کمک کرده ام و اگر کار خوشنویسی داشته اند انجام داده ام. در همین «روزگار قریب»  همه نوشته ها خط من است. چون من تدریس خوشنویسی هم می کردم. استعداد دارم  دیگر، چیکار کنم.
***در این 11-12 سالی که وارد سینما و تلویزیون شده اید ، هیچ دوره بازیگری را هم طی کرده اید؟
من فکر می کنم اگر بخواهم چیزی را به صورت کلاسیک یاد بگیرم، دیگر به درد  این کار نمی خورم . اغلب کارگردان ها شاید مرا به این خاطر پسندیده اند که فکر کرده اند همچنان نابازیگر هستم. من سرم سوت می کشد  وقتی به نگاه با تعمق و کار بدنی و ... فکر می کنم. 60 درصد همکاران من در بازیگری همه حسی بوده اند و آموزش آکادمیک شاید  کارشان را خراب کند.
***رابطه تان با مرحوم پناهی چطور بود؟
خیلی با هم رفاقت داشتیم. شب ها شعرهای کتابش را با بغض و گریه می خواند و برای من لذت بخش بود. می گفت من یک روزی بیدار شدم و شیر برنج مادرم را که برای سحر گذاشته بود خوردم. می گفت هنوز ناراحتم که چرا این کار را کردم. توی آن شعر «من و نازی» این را آورده است. و یا این بیت که می گوید « آخر فقط من می دانم شانه چوبی خواهرم کجاست؟». می گفت من با خواهرم دعوا کردم و شانه اش را پرت کردم توی انبار کاه و دو ماه دنبالش می گشت. یک کتاب به من داد و روی آن  نوشت :« برف چیست؟ اندکی سردی و مقداری کودکی. تقدیم به خودم، مهربانم و عزیزم مهران رجبی. به یاد روزهای خوش روزگار قریب» بعد  امضاء زد. به شوخی گفتم باید اثر انگشت بزنی. دیدم نشسته و با خودکار ده دقیقه دارد روی انگشتش می کشد تا یک اثر انگشت ایجاد کرد. پسر بسیار نازنینی بود. حیف که کار خودش را ندید. این نقش از آن نقش هایی بود که انگار مال خود او بود.
***و با پرهام کرمی؟
بسیار عاشقانه و پدر و پسرانه  بود. چون من خیلی بچه دوست هستم و علاقه زیادی به او داشتم و او هم آدم «دل به نزدیکی» بود. در همان مدت هم خدا به من یک پسری داد که گفتم اگر یک کم  بزرگتر می شد شاید نقش پرهام کرمی را بازی می کرد.
***دل تان می خواهد پسرتان بازیگر بشود؟
هر چی خودش دوست داشته باشد. ممکن است تا اسم بازیگری را بیاوریم  بالا بیاورد و یا مجبور شویم بهش آب قند بدهیم.
***ممکن هم هست که رفاقتی وارد سینما بشود.
یک موقع هست که مثلا شما مدیر یک پمپ بنزینی هستید و می گویید فلان رفیقم هم بیاید مشغول کار بشود . اینجا سه تا کار فقط باید انجام بدهد. این که پول ها را  توی جیبش نگذارد. از پمپ نگهداری کند و به مشتری احترام بگذارد. ولی بازیگری این طوری نیست. باید چیزی باشی که کارگردان می خواهد و  تازه ماندگار ی اش هم مهم است. باید بدرخشد و نظر دیگران را جلب کند. یعنی حتی اگر رفاقتی رفتی ، باید بتوانی بمانی.
*** برای نقش پدر دکتر قریب الگوی خاصی داشتید؟
نه چیز خاصی نداشتیم.  اما خوب، چون یک بنکدار بوده، سعی کردیم  آن اخلاق روشنفکر مذهبی و محافظه کاری را بهش تزریق کنیم.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 19:41 |
من عاشق پرهام بودم

آقای عیاری چقدر بازی تان را هدایت می کردند ؟

ایشان تاثیر خیلی زیادی روی بازی من داشتند. به خاطر این که من تئاتر کار کرده بودم و اصلا نمی خواستند فنون تئاتری را وارد کار کنیم. همه اش می گفتند آن بازی را خط بزنید.
واقعا این کار برای من یک دانشگاه بود. البته خوب، کارگردان ها با هم فرق دارند. بعضی ها هم هستند که شیوه های تئاتری را می پسندند.
*** با نداشتن فیلمنامه چطور کنار می آمدید؟
آقای عیاری به نظر من یک  نابغه است و یک خوبی که این کار داشت این بود که به ما می گفتند دیالوگ ها را هر طور که راحتی بگو. لازم نیست صد درصد همین را بگویی. یعنی با بازیگر راه می آمد تا هر طوری که  راحت تر و به حس اش نزدیک تر است، دیالوگش را بیان کند و به خاطر همین، نسبت به کارهایی که دیالوگ ها را حتی به اندازه  یک حرف نباید جابه جا بگویی كار طبیعی تر می شد.
*** یعنی نسبت به این که نمی دانستید فردا چه دیالوگ هایی باید بگویید و چه بازی باید بکنید، استرس نداشتید؟
بستگی دارد. بعضی بازیگرها حساسیت دارند. من خودم هم البته این حساسیت  را دارم نسبت به این که فیلمنامه را ببرم و بخوانم و ببینم اصلا قضیه چی هست. ولی چون آقای عیاری به کارشان وارد بودند و اتفاقا ما هم این طوری خیلی راحت بازی می کردیم، مشکلی  پیش نیامد. چون آقای عیاری می خواست ما خودمان باشیم. به خاطر این است که به دل مردم می نشیند .چون بازی نیست.
*** رابطه تان  با بازیگرهای دیگر چطور بود؟
من عاشق پرهام بودم. همه بچه هایم را دوست داشتم. البته من فکر می کنم که نقش مادر می توانست پررنگ تر بشود.
*** این نظرتان  را به آقای عیاری هم گفتید؟
ایشان آنقدر در کار غرق بودند که من نمی توانستم این را بگویم.
 *** پس این ربطی به این موضوع ندارد که ایشان معمولا کار خودشان را انجام می دهند.                              
 نه! خوب من فکر می کردم  این نظر ایشان است و شاید باید همین طور باشد.  ولی نظر شخصی من این بود که مادردکتر قریب می توانست بیشتر دیده بشود.
*** خانواده دکتر قریب نظرخاصی نسبت به نقش مادر در این سریال نداشتند؟
فقط می گفتند که خیلی خوب بازی کردید. مردم هم همین نظر را داشتند. من چون دبیر بازنشسته هستم، اغلب شاگردهایم زنگ می زدند و می گفتند بازی تان چقدر خوب بود.
*** پس می شود بازي در این سریال را يك موفقیت درکارنامه کاری تان دانست؟ 
بله. مخصوصا دوران بازی با پرهام کرمی ، یعنی کودکی دکتر قریب را خیلی دوست داشتم.
*** با این حساب باید به  نقش کارگردان در بازی گرفتن از بازیگرها معتقد باشید؟
 به نظر من بازیگر مثل یک خمیر است که کارگردان به آن شکل می دهد. البته این خمیر هم باید مایه خوبی داشته و شکل پذیر باشد.
*** تئاترچقدر در شکل دادنش موثر است؟
من فکر می کنم  هر کدام از اینها جدا هستند. یعنی  بازیگری تئاتر با تلویزیون  و سینما خیلی با  هم فرق دارند. بازی در سینما اغلب زیر پوستی است. کسانی هستند که فقط بازیگر تئاتر هستند و در سینما موفق نیستند و بالعکس. ولي ما این تفاوت ها را زیاد در سینما و تلویزیون نداریم.
*** شاید فشار مالی در زمینه رفت و آمد بازیگرها به سینما و تلویزیون نقش مهمی داشته باشد؟
بله. این مساله واقعا هست. به هر حال صاحبخانه و قصاب و... کاری به حرفه ای بودن و نبودن بازیگر ندارند. خود من شخصا خیلی نقش ها را به عهده گرفته ام که به آنها علاقه نداشته ام. اما به خاطر اوضاع اقتصادی ناگزير از پذيرفتن شان بوده ام.
*** چند ساله بودید که کارتان را شروع کردید؟ 
من سال 1348 کارم را در رادیو و بدون پارتی شروع کردم. آن موقع مدرسه می رفتم و یک روز از رادیو شنیدم که نیاز به یک سری گوینده و خواننده دارند و گفتند که برای ما  نامه بنویسید تا ما شما را دعوت کنیم. من نامه نوشتم و بعد از این که دعوت نامه آمد،  پدرم من را به رادیو  برد و امتحان گرفتند و برای گویندگی و خوانندگی قبول شدم. از گویندگی رادیو «بابا ابر» و «بابا خورشید» را یادم است که سوارش می شدیم و می رفت به شهرهای مختلف و آداب و رسوم شهرها را به بچه ها یاد می داد؛ و شعرش این بود که : بابا ابر تندترش کن/ تند تر و تند ترش کن!
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 19:19 |
http://img529.imageshack.us/img529/5156/zabtesot04re8.jpg
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 19:8 |
http://img529.imageshack.us/img529/3074/zabtesot09ab0.jpg
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آذر 1387 و ساعت 19:5 |


Powered By
BLOGFA.COM